دی، ماه غم بود. ماه دلتنگیهای فراوان. ماه از پشتگوشی دیدن لباسعروسپوشیدن دوستان. ماه افسردگی، کرختی، بیحالی. ماه «چهمرگمشدهها» و «وامصیبتا». ماه ترکبرداشتنها، بریدنها، پارهشدنها. ماه پنهانی اشکریختنها. ماه دنبال بهانهگشتن 1 بغضکردن در جمعها. ماه خالیبودن، بیحسبودن، لمسبودن. ماه جوابرد شنیدنها، تحقیرشدنها. ماه آرزوی مریضی و مرگکردنها. ماه ساعتها خیرهشدن به گوشی و باورنکردنها. ماه ورقزدن تاریخ و در حیرتبودنها. ماه دیگری، ماه آن «اولی»، ماه همهٔ قبلیها. ماه علافیها و معطلیها. ماه خشمها و عصبانیتها. ماه بیثمری، بیثباتی و متغیربودنها. ماه شروع نوشتن رنجها.
انقدر سخت گذشت و گویی یک قرن بود.
برچسب:
نویسنده: بردیا کاشانی