خرید بک لینک

یک بار آقای «ر» توی همان جلسههایی که آخرش همه را رام و همراه و موافق فکرش میکرد، گفت که چیزهای زشت هرچقدر هم زیبا کشیده شده باشند باز هم زشت اند. این را گفت تا بگوید هدایت هرچقدر هم خوب و ادیب و دقیق باشد باز هم تصویرگر زشتی است. آن روز با میم آمدیم از کتابخانه بیرون و سر کوچه شقایق، کنار دکه به هم گفتیم قانع شدیم ولی سوادش را نداریم تا خلافش را بگوییم. بزرگ شدیم و بعدتر دیگر هدایت رفت قاطی نویسندههایی که گردوخاکشان بیشتر از اثر واقعیشان است. دیگر مسئلهٔ چهگفتنش مهم نبود، مسئلهٔ چطورگفتن مهم بود که دانسته بودم آنقدرها هم که خیال میکردم یکهتاز نیست. صادقی و ساعدی و دیگرانی هم هستند.

گذشت و آن حرف آقای «ر» برای همیشه رفت گوشههای ذهنم، تا این چند روز که بعد مدام کشیدن چیزهای مختلف یادش افتادم. یازدهسال طول کشید تا فهمیدم آقای «ر» یک بار در عمرش مداد دستش نگرفته تا چیزی که به نظرش زشت است را بکشد و بعد عاشقش شود، آنقدر که دلش بخواهد مدام دفترش را از همانجا باز کند تا یادش بیاید نقاشی دوستداشتنیاش را. هرقدر هم آدم تازهکار و نابلد باشد، باز چیزی که خلق میکند به شگفتش میآورد و دوستش دارد. شاید هر قدر هنرمندتر باشد بهتر بتواند این به ظاهر زشتیها را به چشم آدمهای بیشتر زیبا و دوستداشتنی کند.

گاهی تنها راه فهمیدن کموکیفیت چیزی، تنها راه فهمیدن راه و چاهی، فقط و فقط 1کردن است. نه بیشتر.

برچسب: نویسنده: بردیا کاشانی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 15:10

صفحه بندی