خرید بک لینک

سریال تمام میشود و ترانهاش جذبم میکند. یادم میآید همیشه دوستداشتهام ترانهسرا بشوم. بعد توی دلم بهخودم میخندم که چیزهای زیادی دوست داشتم و نشدم. بعد یاد «ث» میفتم. یاد آهنگ « با غمانگیزترین حالت تهران چه کنم». همان باری که توی فیسبوک پیام داد و گفتم چقدر قشنگ شعر میگوید، همان باری که با همان لطافت معمول ادبیاتیجماعت -پیش از آلودهشدن به دانشکدهادبیات- در جواب تعریفم گفت: « این شما بودی که باعث شدی این شعر رو بگم»،همان بار، مشغول شنیدن این آهنگ بودم. یک بار، دهبار، صدبار! مدام به صفحهٔ مانیتور خیره میشدم در حالیکه این آهنگ توی سرم میچرخید و من، منِ نابلد، منِ نابلدی که نمیخواهد وا بدهد، بعد از بارها نوشتن و پاککردن، تصمیمگرفتم یک «ممنونم» خالی بنویسم و بعد دونقطهپرانتز بگذارم که نشان دهم از عاطفه خالی نیستم. «ث» اما خوب جوابم را داد. رفت با یکی زیباتر. مهم نبود. مهم این بود که یک قطعه شعر در این عالم بود که تولدش را مدیون من بود. مهم این بود که کسی 1 پیداکردن کلمات، به من فکر کرده بود. مهمتر این بود که حتی اگر برای دلخوشکنک من هم این حرف را زده بود، ارزشمند بود، چون لااقل برای لحظهای به خودش فهمانده بود که «من» علت بودهام.

«ث» شاعر خوبی بود، چیزی بهتر از عنوان «بهترین شاعر ورودی ما». بعد از آن شعر، شعرهای خوب دیگری هم میگفت. فرقی هم نداشت با که بود یا من در فکر که بودم، هر بار که میشنیدم شعر جدید گفته یا در حلقهای خوانده، یاد آن جمله میافتادم و خودم را توی ابرها میدیدم. با خودم میدیدم روزی را که یک غزلسرای معروف میشود- که انصافا مایهاش را داشت- و من را باز غرق غرور همان یک جمله میکند، که این شاعر قهار، روزی کلمههایش را از خودم میخریده.

مدتهاست که ازش بیخبرم. رفتهرفته کمتر میآمد دانشگاه و کلاسهایمان باهم یکی نبود. ترم هفت بودیم که خبر آمد «انصراف» داده. دیگر ندیدمش. اواخر ترم هشت، یک بار سحر گفت داریم با بچههای دانشکده یک کتاب شعر بیرون میدهیم و قرار است «ث» هم شعر بدهد. من باز غرق ذوق شدم. کتاب را خریدم به هوای اینکه همان غزل را پیدا کنم، نبود. و دوباره «ث» تمام شد. برای همیشه. بیآنکه یادم بیاید اصلا حتی یک بیت آن غزل را. دود شد توی هوا و رفت.

پ.ن: اگر روزی به اینجا خوردی، غزلم را- این شیرینترین دروغ عمرا را- به من بازگردان، شاید هوای ترانهگفتن از سرم بیفتد.

برچسب: نویسنده: بردیا کاشانی تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1402 ساعت: 15:10

صفحه بندی